تبليغاتX
تهوع در تهران
شنبه بیست و یکم بهمن 1385
لا لا ییدن

نوای ممنوعه‌ی بی نوا وضعش از نی نوا هم درام تر شده بود و این شد که به اینجا رسیدم. جز یکی دو کاری که هنوز از نوشتنشان شرمسار نیستم چیز دیگری از آنجا نیآوردم. از همین ابتدا بگویم که ممکن است هر از گاهی اسم اینجا را عوض کنم؛ فعلن نامیرای این مرگ پذیر باشید...

عشقم را که داشتم اتو می‌کردم

يعنی ميخواستم پرده‌ها را...

باور نمی‌کردی

خيلی تيز

نه اما تند

نعوذ بالله از اين نعوظ

خون شتک زده روی گردن را که بليسم و بروم پايين

اين وحشيگری عاشقانه هری بريزد توی تنم

دوباره از سر بگيرم تا پا بوسه؛

روبانهای قرمز افتاده روی سقف

پرده را سوراخ سوراخ

چشم غير مسلح هم ديده شود؛

اتو کشيده و تميز اين ساديسم‌ را که گذاشت روی ميز

بی هوا نفس‌کش می‌طلبيم بالاتر از صليب هم.

خون سگ بريزم زير پاهات و کمی دوستت دارم لای پاهات

يعنی لای ِ لا

يعنی مثلن لامکان هم لا...

خدای بی رگ و ريشه‌ای افتاده توی سرم و هوس کرده يکيمان را به صليب نقاشی کند

خدای خمير‌ کاغذ‌ باطله‌ا‌ی درست لای پاهام

لای ِ لا

لا لا

لا لا يی.

+ نوشته شده در 12:52 توسط امير شهيدی‌فر
شنبه بیست و یکم بهمن 1385
روزنوشت یک تکیده سوار

امروز

شب بعد از همين ديشب

از تل کاه بالا می‌روم

کوه‌کن که نشدی

لااقل گورکن‌ام

دارم سگ برای استخوانت چال می‌کنم

کابوس!

عوضش

یک جاده آن سر دنیا

از کاه کوه ساخت

تا ته همين دره بالايی؛

هنوز جا دارم

برای سقوط

                 آزااااااااااااااااااد.

رنگت پريده است تا ثريا که سر چهار راه آدامس باد می‌کرد برای شادی روحمان و بغضش قبل از آدامس نمی‌ترکيد.

می‌خواستم اعترافی بکنم برای انگشت وسط دست راستت

عزیزم حتی دوستت دارم

به خيالم

ته دره بايد از ته کوچه خلوت تر باشد

بعد از قوس کمربندی

آخرش می شود

با همین خیسی تا صبح بودم

خوابیدم.

***

ديشب، چند شنبه، چندم ماه فلان سال هزار و سيصد و خورده‌ای

در نمی‌زد

نبودم

نفهميد.

+ نوشته شده در 11:13 توسط امير شهيدی‌فر
شنبه بیست و یکم بهمن 1385
پرده‌دری

تکه‌هايت را جمع که می‌کنم

فکری قرارمان می‌شوی

پدرش به او تجاوز کرده شده

بدون پرده‌دری

باکره‌ای که نبودی و

تکه

تکه

کنار هم جمع می‌شود

تو آتش بسوزانی

من آب می‌ريزم

پای این قبر

تا کی با خودم گل بازی کنم؟

تکه‌هايم را کنار هم که نه

روی خودت بچین.

+ نوشته شده در 11:12 توسط امير شهيدی‌فر