تبليغاتX
تهوع در تهران
یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386
فضاهای تغليظ

اسير نماهای لزح فضاهای حتا جنگی

آب رفته از جوی خشک موجودی بی‌هوا زنده

از خيال کردن       خيابان‌گرد خوبی‌ام

اما خيابان خواب بی‌خبری نيستم      تا خيال تخت

دوست فرضی من از دشمن فرضی‌ام وجودی فضايی دارد که

ضد هوايی‌ بی‌هوا هوا را می‌دوزد       می‌دزدد

مانور بی در و پيکری داريم        پيکری نداريم       هر شب

لرز از هوا می‌گيرم        تن‌ات را زير و رو می‌کنم

و چند تن دشمن فرضی که زير تخت خوابيده‌اند

از بچه‌گی کابوس‌ام زير تخت می‌خوابيد و رويا رويی

هرچند از مرگ نبايد لرزيد اما از خون چرا       خون نديده‌ای هنوز

بالاتر بياور       حتا تا لای لاشه‌ی روی رويا

دارم از گسل‌های‌ات سلاخی می‌‌شوم

با مته درست همين‌جا يک سوراخ گشاد می‌کنم

شلوارها را بکــُِشيــــــــــــــد        خون می‌بينم

مرتکب جنايت جنگی جنابت

از جنب آب‌های جنوب        تا تخت و زير محتلم

من فضاهای ذهنی‌ام را فرض داده‌ام

اوراق قرضه، چند قبضه سلاح و نسوج گوشتی لرزان

و زير تخت‌ام از لرزش‌ام دارد می‌ترسد هنوز

و زمين مردمی دارد که فضاهای درد را با استخوان پر می‌کنند       حتا غير غضروفی‌اش

اسير نماهای لزج فضاهای حتا تمام جنگی‌

 

از کارهای قبلی در سايت ديگران

+ نوشته شده در 11:31 توسط امير شهيدی‌فر
شنبه یکم اردیبهشت 1386
نيازمندی‌ها

من نياز مبهمی به تو دارم

و به تن‌ات نياز مبرمی

اين‌جا شب‌ها زنی پای دار، با سنگ سار می‌زند

- به خيال‌ام نقشه‌ی شکارگاه باشد-

خودت را به بهت‌ام برسان

دارند به من بهت‌آن می‌زنند!

+ نوشته شده در 12:54 توسط امير شهيدی‌فر